پدیدارشناسی تجربه معلمان چندپایه: از دشواری‌های ساختاری تا راهبرد های خلاقانه
کد مقاله : 1240-MGE7
نویسندگان
ناهید پهنانه *1، زهرا جلاوندی2، فرشته ماموسی3
1آموزگار ابتدایی
2آموزگار ابتدایی استثنایی
3اموزگار
چکیده مقاله
کلاس‌های چندپایه به‌عنوان یکی از الگوهای رایج آموزش ابتدایی در مناطق کم‌جمعیت و روستایی، جایگاه مهمی در نظام‌های آموزشی دارند. این کلاس‌ها معمولاً تحت شرایط محدود نیروی انسانی، کمبود امکانات و پراکندگی جغرافیایی شکل می‌گیرند و معلمان در آن‌ها به‌طور هم‌زمان چند پایه تحصیلی را آموزش می‌دهند. با وجود گسترش این کلاس‌ها، تدریس هم‌زمان چند سطح تحصیلی، تفاوت‌های عاطفی و شناختی دانش‌آموزان و مدیریت کلاس چندسطحی، شرایط پیچیده‌ای برای معلمان ایجاد می‌کند. آموزش چندپایه یکی از الگوهای رایج مدارس روستایی است و باوجود ضرورت آن، معلمان در این کلاس‌ها با چالش‌های آموزشی، عاطفی و ساختاری گسترده‌ای مواجه هستند. هدف این پژوهش، فهم و تبیین تجربه زیسته معلمان چندپایه با رویکرد پدیدارشناسی توصیفی کلایزی بود. هشت معلم چندپایه از مدارس روستایی به‌صورت هدفمند انتخاب و با آنان مصاحبه نیمه‌ساختار‌یافته انجام شد. تحلیل داده‌ها منجر به استخراج سه مضمون اصلی شامل «تجربه چندپایه به‌ مثابه موقعیتی پیچیده و دشوار»، «راهبردهای انطباقی و خلاقانه معلمان» و «نیازها و بایسته‌های حرفه‌ای کلاس چندپایه» شد. نتایج نشان داد که کمبود امکانات، حجم زیاد محتوا، مشکلات رفتاری پساکرونا، ضعف همکاری خانواده‌ها و نبود حمایت اداری از مهم‌ترین چالش‌های معلمان بودند؛ درحالی‌که استفاده از دانش‌آموزان یار، یادگیری مشارکتی، فعالیت‌های مستقل و تقسیم چرخشی زمان از راهبردهای موفق آنان بود. یافته‌ها پیامدهای مهمی برای سیاست‌گذاری، برنامه‌ریزی آموزشی و توانمندسازی معلمان دارند.
کلیدواژه ها
تجربه زیسته معلمان، کلاس‌ چندپایه، پدیدارشناختی توصیفی کلایزی، آموزش روستایی
وضعیت: پذیرفته شده برای ارسال فایل های ارائه پوستر