| از چالش تا فرصت: نقش کلاسهای چندپایه در تحقق عدالت تربیتی و تمرکززدایی آموزشی در اسناد تحولگرا و تجارب بینالمللی |
| کد مقاله : 1178-MGE7 |
| نویسندگان |
|
اسعد مهدوی *، یحیی مهدوی، محمد مهدوی دانشجوی دانشگاه فرهنگیان |
| چکیده مقاله |
| کلاسهای چندپایه، که در آن دانشآموزان از پایههای تحصیلی مختلف تحت هدایت یک معلم در فضای آموزشی واحد یاد میگیرند، عموماً به عنوان راهحلی ضروری برای مناطق کمجمعیت، دورافتاده و حاشیهای در نظر گرفته میشوند. این مقاله با اتخاذ رویکردی تحلیلی-توصیفی و با استفاده از روششناسی ترکیبی (تحلیل اسنادی و مطالعه تطبیقی)، به بررسی این فرضیه محوری میپردازد که این ساختار آموزشی میتواند فراتر از یک انتخاب اجباری صرف، به عنوان مدلی پیشرو برای تحقق دو هدف کلان نظامهای آموزشی معاصر عمل کند: عدالت تربیتی (با تأمین دسترسی عادلانه به آموزش باکیفیت برای همه دانشآموزان صرفنظر از موقعیت جغرافیایی و اجتماعی) و تمرکززدایی آموزشی (با تقویت اختیارات محلی، انعطافپذیری برنامهریزی و پاسخگویی به نیازهای زمینهای). یافتههای این پژوهش که از طریق تحلیل مضامین اسناد تحولگرای ایرانی (به ویژه سند تحول بنیادین آموزش و پرورش، برنامه درسی ملی و اسناد بالادستی) و مطالعه تطبیقی تجارب موفق بینالمللی (مانند مدل مدارس کوچک فنلاند، مدارس چندپایه روستایی کانادا، و تجارب کشورهایی چون هند و برزیل در مناطق صعبالعبور) استخراج شدهاند، نشان میدهد که کلاسهای چندپایه، در صورت پشتیبانی نظاممند، دارای قابلیتهای ذاتی منحصر به فردی هستند. این قابلیتها شامل تقویت یادگیری مشارکتی و بینسنتی، ایجاد انعطاف در سازماندهی محتوا و زمان آموزش، توانمندسازی رهبری آموزشی در سطح مدرسه و تعمیق رابطه تربیتی معلم و دانشآموز میباشند. مقاله حاضر استدلال میکند که بهکارگیری آگاهانه این قابلیتها میتواند کلاس چندپایه را از یک «مسئله مدیریتی» پیچیده به یک «آزمونگاه تحولآفرین» تبدیل کند. این تبدیل نه تنها شکاف دسترسی به آموزش را کاهش میدهد، بلکه با ایجاد بستری برای روشهای نوآورانه تدریس، ارزشیابی اصیل و مشارکت جامعه محلی، امکان پرورش شایستگیهای متنوع و پیچیده را نیز فراهم میسازد. |
| کلیدواژه ها |
| کلاس چندپایه، عدالت تربیتی، تمرکززدایی آموزشی، اسناد تحول بنیادین، تجارب بینالمللی، آموزش در مناطق کمجمعیت |
| وضعیت: پذیرفته شده برای ارسال فایل های ارائه پوستر |